اسكندر بيگ تركمان

147

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

الان كه مطابق خمس و عشرين و الف هجريست لحظه از مطالعه و مباحثه خالى نبود و لمحه اوقات شريف ببطالت نگذشته و الحق جامع كمالات صورى و معنوى است و كاشف دقايق انفسى و آفاقى و در اكثر علوم حكميات و فنون غريبهء رياضى و فقه و تفسير و حديث درجهء عليا يافته رتبه عالى و اجتهاد دارد و فقهاء عصر فتاوى شرعيه را بتصحيح آن جناب معتبر ميشمارند و در اكثر علوم تصانيف دارد و آنچه تا غايت از تصانيفش معلوم اين ذرهء بيمقدار گشته كتاب صراط المستقيم و افق المبين كه مملو از لئالى ثمين حكمت و نكات دقيق كلام است و كتاب رواشح سماويه در شرح احاديث اماميه و كتاب كافى و شرح كلينى و تفسير قرآن موسوم بسدرة المنتهى و رسالهء خلق اعمال كه با تعاضات موسوم گرديده و كتاب خلسهء ملكوتيه و عيون المسائل و ايماضات و ضوابط الرضاع و سبع شداد و حاشيهء شرح مختصر اصول و قياسات حق اليقين فى حدوث العالم و كتاب تقديسات در رفع شبههء ابن كمونه و شرح اين صحيفه كامل و چند رساله و كتاب ديگر از مصنفات جناب مير كسوت ظهور پوشيده اميد كه آنچه اتمام نيافته باشد باتمام آن موفق گشته مكنونات خاطر شريفش بجلوه‌گاه ظهور آيد . حافظهء جناب مير بمرتبه ايست كه از اول حال در مبادى نشو و نما هر نقد عيارى كه بخازن طبيعت سپرده در حفظ آن شرط امانت بجاى آورده فلسى از آن از خازن طبيعت وقاد فلسفه دوران فوت نشده در طاعت و تقوى و عبادت درجهء عالى و رتبهء بس متعالى دارد خلاصه اوقاتش صرف مطالعه و مباحثه و عبادات الهيه شده و مىشود و گاهى بنظم اشعار ملتفت شده اگر چه دون مرتبه عالى اوست اما مضمون اين مقال را كه از زبدة العارفين سخنور نامى شيخ نظامى عليه الرحمه مشهور است نظم پيش و پسى بست صف كبريا * پس شعراء آمد و پيش انبيا منظور داشته زبان صدق بيان بدان گشوده « اشراق » تخلص مينمايند و در غزل و قصيده و مثنويات بتخصيص مثنوى كه در مخزن الاسرار شيخ نظامى در سلك لئالى بحر معانى درآورده داد سخن - پردازى داده است از منظومات جناب مير اين رباعى كه در نعت حضرت خاتم الانبياء صلى اللّه عليه و آله در رشتهء بلاغت انتظام داده تيمنا و تبركا در اين صحيفه ثبت افتاد . رباعى اى ختم رسل دو كون پيرايهء تست * افلاك يكى منبر نه پايهء تست گر شخص ترا سايه نيفتد چه عجب * تو نورى و آفتاب خود سايهء تست اليوم در دار السلطنه اصفهانست اميد كه وجود [ 110 ] شريفش سالها زينت افزاى گلشن روزگار بوده طلبهء علوم از پرتو اشراقات خاطر خورشيد مثالش مستفيض گردند . مير محمود اصفهانى : ولد مرحوم مير سيد على مشهور بخليفه سلطان از سادات عظيم القدر اصفهانست كه در آن ملك بسادات خليفه مشهور و معروف‌اند اجداد و عظام ايشان از ولايت مازندرانند از احفاد كرام مير بزرگ والى آن ديار كه از حوادث روزگار باصفهان افتاده توطن اختيار نموده‌اند خليفه سلطان مذكور بسيار شكفته طبع بذله‌گوئى مطايبه دوست منظور نظر شفقت و